دل من شهر عجیبی است

آسمان ش سبز است

پنجره هایش

باز می شود به دنیای افق

دل من بوی عجیبی دارد

بوی یک غنچه به هنگام طلوع

بوی شبنم دارد

دل من شهر عجیبی است

ای کاش

گذر ثانیه ها

تپش چلچله  ها  را می برد

و به جای آن یک سبد رازقی تازه ی زیبا می کاشت.

همین!