دکتر:

و اینک در یک کلمه می گویم:

تکیه ما به همین خویشتن فرهنگی اسلامی مان است و

بازگشت به همین خویشتن را باید شعار خود کنیم....

اما اسلام را باید از صورت تکراری و تکراری و سنتهای نا آگاهانه ای

که بزرگترین عامل انحطاط است به صورت اسلام آگاهی بخش ؛ مترقی ؛

معترض و به عنوان یک اید ئولوژی آگاهی دهنده و روشنگر مطرح کرد.

کتاب بازگشت از دکتر شریعتی.

من:

به نظر جمله ای ساده ؛ روان و گویا می آید. اما به دنبال تک تک جملات حرفها

و نکاتش دنیایی از سوال های ضد و نقیضو جود دارد؛

چه سنتهایی باعث انحطاط میشود؟

معترض به چه باشیم؟

اسلام تکراری چیست؟

منظور از اسلام مترقی چیست؟

آیا علم ما آنقدر کامل است تا آگاهانه اسلام و سنتهایش را نقض کنیم؟

برای بودن باید فکر کرد.

بودنی که با نبودن فرقی نداشته باشد از نبودن بد تر است.

من هستم.

من فکر می کنم ؛ پس من می توانم ترقی کنم اما ...

همین!