دل آدم می‌سوزد. آتش می‌گیرد. آتش هم که این روزها زیاد است. همه کبریت به دست راه افتاده‌اند و فقط آتش می‌زنند. چی آتش را خاموش می‌کند؟ آب. از آب غافل نشو. این آب را بگیر و بمال به صورتت، بمال به دست‌هات، به سرت، به پاهات. بگیر توی دستت و نگاهش کن. بگو یا الله. این «ل» ساکن را هم بکش. «ل» عصا است. لام اصلش لامد است که همان عصا است. نگاهش هم که کنی شکل عصا است. این عصا را بکش. بگذار بخورد به دلت. سنگ هم که باشد می‌شکافد و آب ازش می‌جهد بیرون. بگو یا رسول الله؛ بگو یا ولی الله؛ بگو یا اباعبدالله. این «ل»ها را هم بکش. بگذار دلت پاک شود. آب بخورد. عصا را که زدی، آب می‌آید بیرون. آب؛ ماء؛ میاه؛ میم. این را فرنگی‌ها بهتر بلد اند. نگاه کن «M» را. ببین آب است و چه موجی هم دارد. این آب که زد بیرون، تو هم آب از زبانت بریز. یک چیزی بگو که «م» زیاد داشته باشد. بگو اللهم صل علی محمد و آل محمد. هم «م» دارد و هم «ل». پر و پیمان.

همین!!