امان از جدایی

چو نی ناله دارم ز در جدایی

فغان از جدایی

فغان از جدایی

شنیدی میگن دوست داره هر چی می خوای بهش بگی .

میدونه لازم داری ها اما دوست داره بازم بهش بگی.

خدا این آدم هایی که گم شدن چه جورین؟ من هم اونجورم الان.

خدا  فکر کنم دارم گم می شم .

می ترسم گم بشم دیگه پیدا نشم.

نشه که نفهمم جدا شدم فغان هم نکنم.

الهی و ربی من لی غیرک

الهی و ربی انا ضعیف و انت القوی و هل یرحم الضعیف الا القوی

دلم بد جور گرفته.

میگن قران دل رو باز می کنه.

این شب ها هم که شب های قرآن .

قرآن می خونین من و هم یادتون نره.

همین!!

/ 12 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بانو

خووووووووووووبه. نگفتی همين. شگه همينجورييش بری به يه جاهایی ميرسيا تمرين کن

قلی

اللهم صل علی محمد و آل محمد . اين تو نستی که فقط گم شدی هممون يه جورای گم شديم بیایم همه از خدا بخوایم خودش پیدامون کنه . اونم تو این ماه عزیز حتما کمکمون می کنه !‌ راستی بانو خانوم ايشون همين رو زير عکس نوشته بيشتر دقت کن . يعنی بيخودی تشويقش کردی

ميکائيل

من و تو گم شديم انگار تو اين دنيای وارونه / که درياش هم پر از حسرت هميشه فکر بارونه /

رها

سلام.مرسی اومدی. امان از جدايی

هادی

فکر نمی کنم که گم بشی . ولی اگر گم شدی اينو بدون که کسی دنبالت نمياد . اين خودتی که بايد دنبالش بری . زيادم سخت نيست . اون همه جا هست . اگر بگردی زودی پيداش می کنی

ققنوس

بازهم سوت پرستوها... و خاطره‌ای پاييزي...

مريم

سلام اقای مهاجر وبلاگ زيبايی داريد هميشه به ان سر ميزنم و مطالبتان را می خوانم اما شما کم لطفی ميکنيد سری به ما بزن دوست دارم نظرتان رادر مورد شعر جديدم بدانم

مکتوم

منم دلم واسش تنگه...هر وقت می بینمش...انگار نفسش...با اینکه دیگه با جسمش کاری نداره...ولی هنوزم یار و مدد کار ماست.خیلی از ایشون راه نمایی گرفتم.البته از روح پر فتوحشون.خدا واسه خودش تربیتشون کرده بود.به قولی:اللهم الرزقنا