مرا مگذار و مگذر

از غصه میمیرم مرا مگذار و مگذر 

با پای از ره مانده دراین دشت  تبدار

ای وای میمیرم مرا مگذار و مگذر

سوگند بر چشمت که از تو تا دم مرگ

دل بر نمی گیرم مرا مگذار و مگذر

بالله که غیر ازجرم عاشق بودن ای دوست

بی جرم و تقصیرم مرا مگذار و مگذر

با شهپر اندیشه دنیا گردم اما

در بند تقدیرم مرا مگذار و مگذر

آشفته تر زآشفتگان روزگارم

از غم به زنجیرم مرا مگذار و مگذر

همین!!

/ 6 نظر / 22 بازدید
جاهد

وقتی برای اوّلين بار با تو احساس نزديکی کردم٬ حالت خاصی به من دست داد؛ انگار دوستت داشتم! يا چيز مبهمی بين دوست‌داشتن و ايمان و ترديد و همه‌‌ی کتاب‌های فلسفه‌ای که خوانده‌بودم...! وقتی بعد از آن‌همه ماجرا ديدمت که آمده‌بودی مثلاً چيزهايی را برگردانی که به دردم مي‌خوردند٬ فهميدم خيلی چيزها را ديگر با خودت نداری؛ و نمي‌دانم کدام گوشه‌ای آن‌ها را گم و گور کرده‌بودی! آفرين دختر! تو معرکه‌ای! هرچه صفتِ خوب در خود داشتی را در «زباله‌دان آدمک‌های خوش‌خيال»٬ به کرم‌ها بخشيدی!!! خُب٬ اشکالی ندارد! فقط مي‌ماند يک تبريک بابت اين کار بزرگی که کردی٬ که آن هم طلب تو از من بماند٬ تا شايد روزی در جايی ديدمت و ادايش کردم!!!

امير

آخه اينم وبلاگ ... همش شده شمارش معکوس... برو خوب وبلاگ منو بخون تا ياد بگيری.. همين راستی اينجوری پیام میگذاری و روحیه میدی!!!

تست گرايشات معنوي و ماورایی

تست گرايشات معنوي و ماورایی 1. اغلب احساس مي‌كنم با مردم اطرافم نسبتي دارم، به گونه‌اي كه هيچ جدايي بين ما وجود ندارد. 2. به وقايعي كه در زندگي اتفاق مي‌افتند ولي توجيه علمي ندارند بسيار علاقمندم. 3. اغلب حالتي شبيه به بينش هاي غيرمترقبه و يا شهودي و غير منتظره را به خصوص هنگامي كه در حال استراحت هستم، تجربه كرده‌ام. 4. داراي حس ششم خوبي هستم و گاه مي‌دانم چه چيزي اتفاق خواهد افتاد. ... عنوان مطلب ارسالی بعدی: «علم ماوراءالطبيعه‏ى مهمى در پس روزه نهفته است» با عضویت در گروپ http://groups.yahoo.com/group/Asraremavara می توانید مطالب زیر را دریافت کنید.

من

حالا که اصرار می کنی باشه!!! نميرم ديگه!!!

ققنوس

آنگاه که هزار معنا در کلامی بگنجانم، ‌ترا صدا خواهم کرد...

مهدی

سلام ممنون که این شعر رو گذاتید اما اگه امکان باشه شاعرش رو هم بنویسین