دل و مغزم میترکند

دل و مغزم میترکندو انگار تمام چیزهایی که یاد گرفته ام هیچکدامشان به هیچ کاری نمی آیند.

خوش خیال بودم ...

فکر میکردم که یاد گرفته ام «خوب» را میشود با نشانه ها و علامتها پیدا کرد.

لحظه های عمر را به دنبال نشانه ها و کشف آنها گذراندم تا «خوب» را پیدا کرده باشم.

پرنده ای که رد میشد... بادی که میامد و بارانی که نمی آمد. ابرها، برگها ...

اما ...حالا به «خوب» و «بد» شک کرده ام.

به تمام علامتها و نشانه ها مشکوک شده ام.

به خیر و شر بودنشان. به همه راهها و مسیرهای رفته و نرفته.

به همه تجربه ها و پندهایی که برای یاد گرفتنشان عمری گذشت.

پشیمان نیستم. فقط کاش میفهمیدم.

اگر میفهمیدم، چیزی که به نظر ما خیر و برکت و سلامته،

همون چیزیست که برای خدا و سرنوشت این دنیا خیر و درسته...

اونوقت اینهمه روزها حرام نمیشدند.

تورا به خدا برای خودمان دعا کن

که خواسته های «خیر» ما همان خواسته های «خیری» باشد که روح جهان خواسته.

همین!!

/ 11 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تولد دوباره

سلام....بدتر از من خيلی کم پيدايی گاهی وقتا شک نياز رسيدن به راه واقعيه ...در غير اين صورت مغرور می شيم و فکر می کنيم راهمون حرف توش نيست....يادمون باشه فاصله ی خوبی و بدی ....خير وشر ....از مو هم نازکتره

صدف

سلام دومين باره ميام اينجا اين بار گفتم يه کامنتی بگذارم موفق باشی

مينا

تولدت مبارک مرد مهاجر

غضنفر

تولدت مبارک

مرواريد عرفان

سلام دوست عزيز توکل به نيرويی لايزال و اطمينان داشتن به او بهترين راه برای نابودی شک وترديد است . اگر مطمئن باشيم که پشتيبانمان اوست هر خيری را خير و هر شری را شر ميدانيم و هيچ طوفانی ما را نخواهد لرزاند . همواره شاد و پويا باشی

عباسحسيننژاد

دعا فکر خوبی‌ست که تشخیص سره از ناسره صعب است اگر چه همیشه باید دل خوش داشت به چشم‌های قشنگی که همیشه از دور و نزدیک مواظب است...

فاطمه

با اقای حسيننژاد موافقم!

منم (طاهری)

آقا می خواین شما یه کاری کنید بگید چیو می فهمید و به چی مشکوک نیستید... اون وقت با هم در مورش صحبت می کنیم! هوم؟؟

گیسو

وبلاگ قشنگی داری[گل]